در سراسر اقتصادهای توسعهیافته و نوظهور، اقتصاد خردهفروشی شبانهروزی در حال بازنویسی است. حداقل دستمزدها در بازارهایی از کالیفرنیا گرفته تا کره جنوبی طی پنج سال گذشته دو رقمی افزایش یافته است. حق بیمه شیفت شب، نرخ ریزش بالای ۶۰ درصد در غذاهای آماده و تشدید سیاستهای مهاجرتی، در کنار هم، هزینه نگه داشتن یک انسان پشت پیشخوان در ساعت ۲ بامداد را به سطحی رسانده است که دیگر در برابر درآمد حاشیهای ترافیک پیاده در اواخر شب، قابل مقایسه نیست. اپراتورهایی که زمانی خدمات ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته را به عنوان یک مزیت رقابتی در نظر میگرفتند، اکنون آن را به عنوان یک مسئولیت تلقی میکنند - مگر اینکه بتوانند ساعات کاری را به طور کامل از ساعات کار جدا کنند.

این جدایی، بیسروصدا، از طریق دستهای از تجهیزات در حال وقوع است که برخلاف کیوسکهای خودپرداز، خود را اعلام نمیکنند. کیوسکهای رباتیک نوشیدنی و دسر - مجهز به بازوهای شش محوره، بینایی کامپیوتر، تلهمتری اینترنت اشیا و مدیریت دستور پخت مبتنی بر ابر - از تأسیسات نوظهور در مراکز خرید پیشرفته به تجهیزات استاندارد در بیمارستانها، مراکز حمل و نقل، مجتمعهای دولتی و راهروهای توریستی در حال مهاجرت هستند. داستان دیگر این نیست که آیا اتوماسیون میتواند لاته بریزد یا کوکتل درست کند. داستان این است که آیا اقتصاد واحد یک فروشگاه کوچک بدون متصدی میتواند از یک فضای اجارهای با یک باریستا در لیست حقوق و دستمزد بهتر عمل کند یا خیر. پاسخ به طور فزایندهای مثبت است.
محاسبات واقعی پشت تغییر از ویترین فروشگاهها به ایستگاهها
برای درک اینکه چرا اپراتورها سرمایه را به سمت کیوسکهای خودکار اختصاص میدهند، هزینه یک فروشگاه سنتی نوشیدنیهای ویژه را در نظر بگیرید. اجاره معمولاً 10 تا 15 درصد از درآمد را مصرف میکند. نیروی کار، در بازارهای بالغ، اغلب از 30 درصد فراتر میرود. هزینههای آب و برق، کاهش هزینهها، آموزش و سربار مدیریتی را اضافه کنید، حاشیه سود یک فنجان قهوه 5 دلاری کمتر از آن چیزی است که اکثر مصرفکنندگان تصور میکنند. حال یک فضای کیوسک به مساحت دو تا چهار متر مربع، بدون صندلی، بدون کارمند در محل و یک بازه عملیاتی مؤثر 8760 ساعت در سال را به جای 3000 تا 4000 ساعتی که یک کافه معمولی در واقع به مشتریان خدمت میکند، در نظر بگیرید. مخرج کسر استهلاک هزینههای ثابت سه یا چهار برابر میشود.
به همین دلیل است که این دسته گاهی اوقات با برچسب راهکارهای هوشمند بازار نه تنها توجه علاقهمندان به گجتها، بلکه توجه مسئولان تدارکات هتلهای زنجیرهای، صاحبان امتیاز فرودگاهها و اپراتورهای خدمات غذایی بیمارستانها را به خود جلب کرده است. این کیوسکها جایگزین کافههای شاخص نمیشوند؛ بلکه آنها در حال پر کردن طیف وسیعی از مکانها و بازههای زمانی هستند که خردهفروشیهای انسانی همیشه به آنها خدمات ضعیفی ارائه دادهاند - مراجعهکننده به اورژانس ساعت ۳ صبح، مسافر صبح زود در یک فرودگاه منطقهای، شرکتکننده در کنفرانس در مکانی که آنقدر کوچک است که نمیتواند قرارداد کامل غذا و نوشیدنی را توجیه کند.
از فروش خودکار تا صنایع دستی: چرا سختافزار بالاخره به بازار آمد؟
برای دههها، فروش خودکار مترادف با کالاهای بادوام در قفسه و قهوهی ناامیدکننده بود. نسل فعلیِ دستگاههای فروش خودکار هوشمند نشان دهنده یک گسست قطعی از آن میراث است. وجه تمایز، ادغام بازوهای رباتیک مفصلی - که معمولاً پیکربندیهای شش محوره هستند و در ابتدا برای مونتاژ صنایع سبک توسعه داده شدهاند - با قابلیت جابجایی مواد اولیه در سطح مواد غذایی، پردازش پرداخت در زمان واقعی و موتورهای دستور پخت است که قادر به اجرای دهها نوع نوشیدنی با مشخصات ثابت هستند.
دقت، بیش از آنچه در ابتدا به نظر میرسد، اهمیت دارد. لاته تولید شده توسط یک باریستا آموزش دیده، در طول یک شیفت کاری به طور معناداری متفاوت است؛ خستگی، حواسپرتی و تغییر مواد تشکیلدهنده، ثبات را از بین میبرد. دستگاه فروش خودکار هوش مصنوعی اجرای همان مشخصات کشش، دمای شیر و هندسه ریختن در هزارمین فنجان مانند فنجان اول، نه تنها کار را خودکار میکند، بلکه دستهای از واریانس کیفیت را که از زمان وجود این صنعت، اپراتورهای نوشیدنی چند شعبهای را آزار داده است، از بین میبرد. برخی از اپراتورها اکنون ثبات اجرای دستور غذا را بالای ۹۸٪ و میزان خطای دوز مواد تشکیل دهنده را نزدیک به صفر گزارش میدهند، معیارهایی که خطوط تولید با نیروی انسانی به سادگی نمیتوانند در یک چرخه ۲۴ ساعته با آنها مطابقت داشته باشند.
از نظر فنی چه چیزی تغییر کرد؟ سه چیز به هم نزدیک شدند. اول، هزینه بازوهای شش محوره صنعتی با افزایش تولید تولیدکنندگان چینی برای بازارهای مجاور کاهش یافت. دوم، هوش مصنوعی لبهای به نقطهای بالغ شد که یک ماشین میتواند یک فنجان ناهماهنگ، یک مخزن مواد کم یا یک تعامل غیرمعمول کاربر را بدون مراجعه به فضای ابری شناسایی کند. سوم، نفوذ پرداخت موبایلی در بازارهای کلیدی، اصطکاک جابجایی پول نقد را که از نظر تاریخی بر خردهفروشیهای بدون نظارت تأثیر میگذاشت، از بین برد.
نگاهی دقیقتر به یک اپراتور که این دسته را تغییر شکل میدهد
در میان شرکتهایی که این همگرایی فنی را به زیرساختهای قابل استقرار تبدیل میکنند، شرکت مستقر در شنژن... سال رباتکه در سال ۲۰۱۷ تأسیس شد، به عنوان یک مطالعه موردی مفید در مورد چگونگی حرفهای شدن این بخش ظاهر شده است. این شرکت دارای جایگاه یک شرکت ملی با فناوری پیشرفته در چین است و خط تولید خود را حول بازوهای رباتیک رومیزی و کیوسکهای یکپارچه برای کاربردهای قهوه، چای، بستنی و کوکتل بنا کرده است. تجهیزات آن اکنون در بیش از شصت کشور، در محیطهایی از ساختمانهای دولتی و بیمارستانهای ۲۴ ساعته گرفته تا مراکز خرید و مکانهای توریستی - دقیقاً در مکانهای طولانی که اقتصاد خردهفروشی متعارف در آنها شکست میخورد - مستقر شده است.
آنچه از دیدگاه تحلیل صنعت قابل توجه است، خود کاتالوگ محصولات نیست، بلکه وضعیت مالکیت معنوی پشت آن است. این شرکت بیش از هفتاد اختراع ملی را گزارش میدهد که بیست و هفت اختراع مدل کاربردی به طور خاص از فرآیندهای اصلی مانند اجرای لاتهآرت، ترکیب بستنیهای چند طعمی و دوز دقیق کوکتل محافظت میکنند. تقریباً 30٪ از درآمد سالانه در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری مجدد میشود - نسبتی غیرمعمول بالا برای یک شرکت سختافزاری و نشانهای از این است که شرکت با این دسته از محصولات به عنوان یک مسابقه فناوری بلندمدت رفتار میکند تا یک بازی کوتاهمدت محصول. مستقل از هر فروشنده واحد، این سطح از سرمایهگذاری مجدد در بین بازیگران پیشرو همان چیزی است که تعیین میکند آیا کیوسکهای خودکار به زیرساخت دائمی تبدیل میشوند یا فقط یک کنجکاوی گذرا باقی میمانند. اپراتورهایی که تأمینکنندگان را در این حوزه ارزیابی میکنند - بسیاری از آنها اکنون مشخصات را در منابعی مانند ... مقایسه میکنند. www.annorobots.com — به طور فزایندهای عمق ثبت اختراع و شدت تحقیق و توسعه را در کنار قیمت واحد میسنجند.
جایی که کیوسکها واقعاً درآمد خود را کسب میکنند
الگوهای استقرار نشان میدهند که اقتصاد در کجا سختتر عمل میکند. سه الگوی مکانی به طور مداوم عملکرد بهتری دارند:
- گرههای حمل و نقل عمومی و گردشگری با جمعیت زیاد: فرودگاهها، ایستگاههای قطار، سواحل و پارکهای عمومی افزایش تقاضا ایجاد میکنند که نیروی انسانی نمیتواند از نظر اقتصادی با آن برابری کند. یک کیوسک اوج تقاضا را جذب میکند و بدون هیچ گونه عواقبی برای حقوق و دستمزد، اوج تقاضا را به تعویق میاندازد.
- محیطهای سازمانی ۲۴ ساعته: بیمارستانها، مجتمعهای دولتی و مجتمعهای صنعتی بزرگ تقاضای قابل توجهی در خارج از ساعات کاری دارند، اما نمیتوانند امتیاز کارکنان را توجیه کنند. اینجاست که مزیت هزینه به ازای هر فنجان به طرز چشمگیری افزایش مییابد.
- مکانهای رویدادمحور و فصلی: از آنجا که کیوسکهای مدرن را میتوان یک شبه جابجا کرد، اپراتورها میتوانند نمایشگاههای تجاری، جشنوارهها و الگوهای ترافیک فصلی را دنبال کنند - انعطافپذیریای که خردهفروشیهای ثابت به سادگی از آن برخوردار نیستند.
نکتهی تحرک شایستهی تأکید است. یک کافهی سنتی یک تعهد اجارهی چند ساله است. یک کیوسک یک دارایی قابل جابجایی است. این امر، ریسک تصمیمگیری در مورد املاک و مستغلات و به تبع آن، انواع مکانهایی را که اپراتورها مایل به آزمایش آنها هستند، تغییر میدهد. شکست به جای فاجعهبار بودن، قابل جبران میشود.
نکات کلیدی برای فعالان صنعت
- محرک، ساختاری است، نه مبتنی بر نوآوری: پذیرش این فناوری به دلیل کاهش هزینههای نیروی کار و عدم تطابق تقاضا به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته است، نه به دلیل اشتیاق مصرفکننده به رباتها. برخورد با این موضوع به عنوان یک مقوله مربوط به کنجکاویهای فناوری منجر به استراتژی نادرست در قیمتگذاری خواهد شد.
- ثبات، نه سرعت، مزیتی است که کمتر به آن بها داده شده است: مزیت قابل دفاع سرویس نوشیدنی رباتیک، یکنواختی اجرای دستور غذا در میلیونها چرخه است - چیزی که اپراتورهای چند شعبهای دههها و ثروت خود را صرف تلاش برای دستیابی به آن تنها از طریق آموزش کردهاند.
- عمق ثبت اختراع در حال تبدیل شدن به یک معیار خرید است: با رشد این دسته از محصولات، خریداران باید بررسی کنند که آیا فرآیندهای اصلی یک تأمینکننده از نظر قانونی محافظت میشوند یا خیر. طرحهای محافظتنشده با فشار کالاییسازی مواجه میشوند که در نهایت تداوم خدمات را به خطر میاندازد.
- معماری سرویس، مشخصات سختافزاری را شکست میدهد: نگهداری مادامالعمر سیستم، تشخیص از راه دور و آموزش نود دقیقهای اپراتور، بیش از هر ویژگی مکانیکی واحد، در افزایش پذیرش در بین مشاغل کوچک و متوسط نقش دارند.
- استراتژی مکان در حال بازنویسی است: قابلیت استقرار مجدد، انتخاب مکان را از یک شرطبندی چند ساله به یک آزمایش تکراری تبدیل میکند و هزینه اشتباه را کاهش میدهد.
آنچه ۳۶ ماه آینده احتمالاً آشکار خواهد کرد
این دسته از محصولات به نقطه عطفی نزدیک میشود که ناظران صنعت باید با دقت آن را زیر نظر داشته باشند. موج اول استقرار این فناوری توسط پذیرندگان اولیهای هدایت شد که مایل به تحمل اصطکاک عملیاتی در ازای ارزش نوآوری و صرفهجویی در نیروی کار بودند. موج دوم - که اکنون آغاز شده است - توسط تصمیمات مبتنی بر تدارکات در داخل خریداران نهادی بزرگتر هدایت میشود که به زمان آماده به کار، توافقات سطح خدمات و کل هزینه مالکیت در افقهای پنج تا هفت ساله اهمیت میدهند. این خریدار سختگیرتر و کمگذشتتر است، اما سفارشهای به مراتب بزرگتری نیز مینویسد.
تأمینکنندگانی که در پلتفرمهای سختافزاری ماژولار، پرتفویهای عمیق IP، گواهینامههای بینالمللی و شبکههای پشتیبانی جهانی قابل استفاده سرمایهگذاری کردهاند، در موقعیتی قرار دارند که این موج دوم را از آن خود کنند. آنهایی که عمدتاً بر اساس قیمت واحد رقابت کردهاند، احتمالاً خود را در تنگنا خواهند یافت، زیرا خریداران نهادی خواستار ضمانتهای قابل اعتمادی هستند که اپراتورهای با حاشیه سود کم نمیتوانند آن را تضمین کنند.
برای اپراتورهای طرف تقاضا، سوال استراتژیک دیگر این نیست که آیا کیوسکهای خودکار را به صورت آزمایشی راهاندازی کنند یا خیر، بلکه این است که جایگاه آنها در سبد محصولات کجاست. پیچیدهترین خردهفروشان شروع به تفکر در قالب ترکیبی کردهاند: مکانهای شاخص با مهارت انسانی و مهماننوازی، احاطه شده توسط مجموعهای از نقاط خرد خودکار که دسترسی برند را به ساعات کاری و مکانهایی که فروشگاههای شاخص از نظر اقتصادی نمیتوانند به آنها خدمات ارائه دهند، گسترش میدهند. این معماری - به جای جایگزینی عمدهفروشی با خردهفروشیهای کارمندی - احتمالاً حالت پایدار خواهد بود.
در نهایت، این تغییر آرام زیرساختها، کمتر به رباتها مربوط میشود و بیشتر به هندسه مربوط میشود. تقاضاهای بیست و چهار ساعته در یک مدل هشت ساعته استخدامی نمیگنجد و این شکاف بالاخره به اندازهای گسترده شده است که سرمایه برای بستن آن در حال جریان است. اپراتورهایی که این را به عنوان یک تغییر معماری در نحوه ساخت خردهفروشی میشناسند - نه ابزاری که باید در مقایسه با دستگاه فروش سال گذشته ارزیابی شود - دهه آینده این دسته از محصولات را تعریف خواهند کرد. کسانی که منتظرند تا فناوری «خودش را ثابت کند» متوجه خواهند شد که اثبات این موضوع از قبل در دادههای استقرار نوشته شده است و رهبران قبلاً حرکت کردهاند.












